سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
مسافره شب
مسافره شب





چقدردوست داشتم یک نفر از من می پرسید:


چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟


چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟


اما افسوس که هیچ کس نبود ...


همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...


آری با تو هستم ...!


با تویی که از کنارم گذشتی...


و حتی یک بار هم نپرسیدی،


چرا چشمهایم همیشه بارانی است...!!







یه روزی قدرمو میدونی که دیره


روزی که کسی سراغت نمیگیره

یه روزی میدونی من کی و چی بودم


روزی که از نبودنم غصت میگره


نوشته شده در یکشنبه 9/11/90ساعت 3:0 صبح توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |

باز هم مینویسم از اشک




باز از تو مینویسم ، از غم دلتنگی ات !




مینویسم که دلم هوایت را کرده است ،


 


کاش تو را میدیدم ، به چشمهایت خیره میشدم




و با تو درد دل میکردم !




باز هم مینویسم از عشق ،


 


از احساسی که من نسبت به تو دارم !




احساسی به لطافت دستهای مهربانت ،


 


به پاکی قلبت و به قشنگی لحظه دیدار !




حالا که دلتنگم ،


 


حالا که بغض گلویم را گرفته و راهی جز اشک ریختن ندارم ،پس باز هم




مینویسم از اشک !




همان قطره پاکی که از چشمهای خسته ام سرازیر میشود !


 


قطره ای که از درون آن




میتوان یک عالمه محبت و عشق دید !




قطره ای که درونش دلتنگیست ،


 


غم عاشقیست ، آری همان اشک ، همانی که در




لحظه دیدار بر روی گونه هایم دیدی !




پرسیدی که این چیست ؟


 


با اینکه میدانستم میدانی اشک است ، اما گفتم که چیزی




نیست !




با دستهای مهربانت اشکهای رو گونه ام را پاک کردی و مرا آرام کردی !




برای نوشتن لحظه ای اشک ریختن باید صدها بار کاغذ سفید دفترم را پاره پاره کنم،




آنگاه که از این احساس زیبا مینویسم چشمهایم شروع به اشک ریختن میکند ،




اشکهایی که بر روی صفحه سفید کاغذ میریزد !


 


اما آیا کسی فهمید که اینها اشک




است؟




چرا اشک؟ دلم گرفته است به خدا دلتنگ یارم !


 


برای یک لحظه نگاه به چشمهایش !




احساسی را زیباتر از اشک ریختن در لحظه های عاشقی ندیده ام ،


 


اگرچه زیباست اما




از درون تلخ تلخ است !




باز هم مینویسم از اشک ، تا ببینی ،


 


بخوانی و بدانی که طاقت یک لحظه دوری ات را




ندارم !


نوشته شده در شنبه 8/11/90ساعت 2:0 عصر توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |






خیانت کرده ام ....آری




و بر عشق تو می خندم




دو چشمت را خودم امشب




به روی خویش می بندم




 


خیانت کرده ام....آری




نمی دانی و می گویم




بدان راهی دگر بی تو




برای عشق می جویم




 


وفایم را ندیدی که




خیانت را ببین حالا




دل تنگم ندیدی که




دل سنگم ببین اما




 


ندیدی غرق احساسم




ندیدی گریه هایم را




خیانت کرده ام تا تو




ببینی خنده هایم را




 


خیانت کرده ام....آری




چه خشنودم که می دانی




مکن اندیشه باطل




که قلبم را بسوزانی




 


امانت داده بودم دل




به دستانت نفهمیدی؟




چه آوردی به روز دل؟




شکستی خون به دل کردی




 


خیانت کرده ام....آری




نمی ترسم ز اقرارش




دلم یار دگر دارد




نخواهم کرد انکارش


نوشته شده در شنبه 8/11/90ساعت 10:10 صبح توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |



رودخانه میشوی





در زلال چشمانت تصویر من پیداست



با لبخندی به سان منحنی ماه



در زمان هلال



آرام آرام سنگهای ریز نا امیدی ام را می سایی



و از کنار صخره های بی حوصلگی ام



نرم و آهسته رد میشوی



من مرید اینهمه آرامشم



در بی رنگی ات رنگ می بازم



در جاری مهربان بودنت



سیاهی ام سپید می شود



سپیدی ام ...سرخ



رنگ عشق می زنی بر دلم



در زلال چشمانت تصویر من پیداست



با لبخندی به سان منحنی ماه



در زمان هلال



رودخانه میشوی..





 به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام



نوشته شده در جمعه 7/11/90ساعت 8:0 صبح توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |

کاش وقتی زندگی فرصت دهد


گاهی از پروانه ها یادی کنیم


کاش بخشی از زمان خویش را


وقف قسمت کردن شادی کنیم


کاش گاهی در مسیر زندگی


باری از دوش نگاهی کم کنیم


فاصله های میان خویش را


با خطوط دوستی مبهم کنیم


کاش وقتی آرزویی میکنیم


از دل شفاف مان هم رد شود


مرغ آمین هم از آنجا بگذرد


حرف های قلبمان را بشنود


نوشته شده در پنج شنبه 6/11/90ساعت 6:0 عصر توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |

 



اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت ،



* دلگیر مباش که نه تو گنهکاری نه او او دلش برای پذیرش





مهربانی تنگ است*،



گناه از او نیست،*



تو هم با تمام مهربانیت زیباترین معصوم دنیایی،



پس خود را گنهکار نبین.






من عیسی نامی میشناسم ده بیمار را در یک روز شفا داد و تنها



یکی سپاسش گفت.

من خدایی می شناسم ابر رحمتش به عمر زمین و زمان باریده*،



یکی سپاسش می گوید و هزاران نفر کفر می گویند.


پس چرا می پنداری بهتر از آنچه عیسی و خدای عیسی را



سپاس گفتند از تو برای مهربانیت قدردانی می کنند؟


پس از ناسپاسی*شان نرنج، اما برای شادی دلشان بکوش؛



که با مهربانی روح تو آرام می گیرد.*



تو با مهرت بال و پر می گیری.* خوبی دلیل جاودانگی تو خواهد شد.



"دوست بدار نه برای آنکه دوستت بدارند".



تو به پاس زیبایی عشق، عشق بورز.




نوشته شده در چهارشنبه 5/11/90ساعت 10:0 صبح توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن


و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

 

 


 

تلخترین چیز درغمی که امروز داریم خاطره ای شاد از دیروز است

نوشته شده در سه شنبه 4/11/90ساعت 6:0 صبح توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |



از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:




بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن




گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق




گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن




گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن




گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن



گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد




گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن




گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن




پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت:
( مرگ)


نوشته شده در دوشنبه 3/11/90ساعت 8:0 صبح توسط رضا جزایری نظرات ( ) | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 فال حافظ - فروشگاه اینترنتی - قالب وبلاگ